مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

54

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

خصايل جادوگرانه در طبّ يونانى - اسلامى واضحا مشهود است . اندام‌شناسى ابواب اين مقاله از الگويى كلّى حكايت مىكند كه به هر روى ناشى از روش‌شناسى عمومى طبّ يونانى - اسلامى است . اين الگوى كلّى گاه ناقص مىماند و گاه در تقسيمات پيچيدهء انواع يك بيمارى ، گم مىشود . پىرنگ ساده شدهء اين الگو چنين است : 1 . تعريف بيمارى 2 . اسباب بيمارى ( و احتمالا اسباب سابقه و تقسيم اسباب ) 3 . علايم بيمارى ( احتمالا تقسيم علايم ) 4 . علاج بيمارى ( برحسب تقسيمات ) 5 . تدبير بيمار . در مواردى كه نام بيمارى از ماهيت آن حكايت دارد ، اندام نخست يعنى « تعريف بيمارى » حذف شده است و گاه اسباب و علايم به يكديگر آميخته ؛ اما غالبا علاج و تدبير تفكيك شده‌اند . به عنوان نمونه‌اى از اجراى كامل الگوى فوق ، باب بيست و هفتم مقالهء دوم را ملاحظه كنيد : عنوان : « باب بيست و هفتم : در ذات الريه » تعريف : « ذات الريه آماس شش است » سبب : « سبب آن ممتلى شش باشد از بسيارى خون » علامت : « علامت آن ، تب تيز باشد و تنگى نفس - گوئيا كه گلو مىفشارند - و سرخى روى » علاج : « رگ بسليق بايد زدن و خون به مقدار قوت بيرون كردن . و جلاب عناب و بنفشه و نيلوفر و نبات و ترنجبين دادن و لعاب به دانه و بنگو و روغن بادام لعوق ساختن . و طبع را نرم كردن به مطبوخى از سناى مكى و بنفشه و نيلوفر و عناب و سپستان و ترنجبين و شير خشت . » تدبير : « و غذا كشكاب با خشخاش و عناب و نيلوفر و روغن گل و بادام بايد دادن . » مقالهء سوم ، شامل قرابادين كوچك يا ادويهء مفرده است كه « در ترتيب حروف تهجّى »